×

اطلاعات "Enter"فشار دادن

  • تاریخ انتشار : 1404/08/05 - 11:42
  • بازدید : 24
  • تعداد بازدید : 24
  • زمان مطالعه : 1 دقیقه

تیم شهدای اقتدار

تیم شهدای اقتدار
����خرده‌روایت‌هایی از گپ‌وگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با قهرمانان ورزشی و مدال‌آوران المپیادهای علمی؛ ۱۴۰۴/۷/٢٨
���� نشسته بودند کنار هم، سه دختر هم‌سن و سال با شال‌هایی مرتب و مثل هم. وقتی اسم و رسم‌شان را پرسیدم، جا خوردم. مدال‌هایی که گرفته بودند عیارش از سن‌شان خیلی بالاتر بود. تارا لبخند زد و گفت: «من هر وقت پرچم ایران رو می‌دیدم، آرزو می‌کردم یه روز خودم ببرمش بالا.»
���� پریماه، با متانتی که در سکوتش پیدا بود، آرام گفت: «اولش پاسپورتم نرسیده بود. خیلی استرس داشتم. اما خدا خواست، دو روزه جور شد و رفتم.»
���� نازنین‌زهرا که انگار دلش می‌خواست چیزی را حتماً بگوید، با عجله اضافه کرد: «اسم تیم‌مون رو گذاشتن شهدای اقتدار. وقتی مسابقه می‌دادم، تصویر بچه‌هایی که شهید شدن جلوی چشمم بود.»
���� آخر مراسم، هر سه رفته بودند جلو. پریماه می‌گفت: «مامانم خیلی دوست داشت براش انگشتر آقا رو ببرم.» جلوتر از همه نازنین‌زهرا ایستاده بود. دست‌هایش را بالا گرفته بود و برق اشک، مثل نوری باریک، توی چشم‌هایش می‌درخشید.
��������راویان: تارا عباس زاده، پریماه امیری، نازنین زهرا عبداللهی، دارنده‌ی مدال‌های نقره و برنز مسابقات آسیایی در رشته‌ی تیراندازی
✍���� فاطمه اکرارمضانی

  • گروه خبری : گروه های مطالب,اخبار فرهنگی,مرکز قرآن و عترت,ستاد فعالیت های جهادی,انجمن های علمی,نشریات دانشجویی,کانون های فرهنگی هنری دانشجویی,آرشیو اخبار,گالری فیلم و عکس,اخبار فرهنگی دانشکده ها,اخبار فرهنگی بیمارستان ها,انجمن اسلامی 1348,بسیج دانشجویی, هیات ابناء الزهرا (س),هیات مکتب الشهدا (ع),اخبار فرهنگی خوابگاه ها
  • کد خبر : 162792
کلید واژه

نظرات

0 تعداد نظرات

نظر

متن استاتیک شماره 39 موجود نیست